![]() |
![]() |
|
| کاریکلماتور |
|
شک به احتمال زیاد "دکارت " اصلاً پیش بینی نمی کرد که نظریه فلسفی اش < < من شک میکنم ، پس فکر می کنم ، وفکرمی کنم ، پس هستم >> چه مسائلی به وجود خواهد آورد. کاریکلماتوریست ها که معتقد به ایجاز صد در صد هستند، اول گفتند: در این جمله دو بار فکرمی کنم به کار برده شده وباید یکبار آن حذف شود ونظریه به صورت " من شک می کنم ،پس فکر می کنم ، پس هستم در آمد. بعد ها گفتند :فکر کردن نتیجه ی شک کردن است وباید فکر دوم هم حذف شود ، ودر نهایت نظریه به صورت "من شک می کنم ، پس هستم " در آمد. " ابوالتردید شک آویزانی " در رساله ی " شکیات فی الکشکیات " می نویسد : شک رادر لغت" دو دلی " معنا کرده اند، و دو دلی اول بار مردی را به کار آمد که میان عشق دو دلبر گرفتار آمده بود.هرگاه که عزم دیدار محبوب نخستین یا معشوق دوم را می کرد ، گرفتار حالت " یه دل میگه ، برم ، یه دل میگه ، نرم " می شد و از این جا بود که دودلی پدید آمد. فرهنگ لغات می گوید: شک را" تردید " نیز معنا کرده اند ودر مورد تاریخچه " تردید "گفته اند : هنگامی که مادری از پسر شش ساله اش که بعدها فیلسوف بزرگی شد پرسید : خجالت نکشیدی باز هم بسترت را خیس کردی ؟ پسر پاسخ داد: مادر جان شما گرفتار حالت تردید شده اید ، دید ِ تر پیدا کرده اید وهمه چیز را تر وخیس می بینید. و از آن پس واژه "تردید " متداول شد. از کلمه شک ترکیبات متعددی ساخته شده است از قبیل : شکوند ، چیزی در مایه ی شهر وند ،شکپوش ، بر وزن تکپوش ، یعنی کسی که جامه ی شک به تن دارد. شکاک ، به معنی شک آکبند یا استفاده نشده . لواشک ،به معنای ،پرچم شک و...... فیزیو لوژیست ها می گویند در مغز آدمی ماده ای به نام " اسید شکیک " ترشح می شود که شک راایجاد می کند ویا سرعت می بخشد. .......اول بار حوا بود که شک کرد ، وچون حوا را پرسیدند که زن دیگری نیست که شک کنید مر آدم را . حوا با چشمانی اشکبار پاسخ گفت : اگر شک نکنم ، پس نیستم ؟ مهندس " حامد مثلث پور " می گوید من به این قضیه هندسی که " در هر مثلث قائم الزاویه وتر ، دو ضلع دیگر را می اندازد به خطر " شک می کنم .چرا که ممکن است این خطر نه از جانب وتربلکه از سوی عوامل خارجی یا عناصر ستون پنجم باشد. یک معتاد سابقه دار می گوید : من همیشه به شالم بودن مواد شک می کنم ، پش هشتم ! همسر یک تاجر ثروتمند می گوید: من به صداقت شوهرم شک می کنم ، چون صداقت را با حرف" سین " می نویسد. "عبد العیال زن ذلیلستانی " می نویسد :فی القدرت الشک القلیل ، الرجل الزن ذلیل " ( شک کوچکی در ابراز قدرت ، مرد را زن ذلیل می کند.) خانم دکتر " شک الملوک شکاکیانی " می گوید : من به اصل سوم "نیوتن " که << هرعملی راعکس العملی است مساوی ومختلف الجهت >> شک می کنم . چراکه اگر این اصل درست باشدهرگاه پسر جوانی که دختری را تازه عقد کرده است ، دختر را می بوسد ، دختر نیز باید اورادرمقابل ببوسد ، اما در عمل می بینیم که این گونه نیست وهرگاه پسر جوانی ، دختری را که تازه عقد کرده است می بوسد ،دختر در حالیکه با دست به صورتش می زند ، می گوید : خاک برسرم ، خجالت بکش پسر! .. ومیگویند در یک جلسه ی سخنرانی ، هنگامی که سخنران گفت : من به حقیقت هم چیز شک می کنم ". یک کلاه مخملی بی چاک دهن گفت : بینم داش ! به نجابت ننه جونتم شک می کنی "و نوچه های جاهل کلاه مخملی سه بار پیا پی فریاد کردند : داش غلام ، داش غلام ، داش غلام . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:7 توسط روح الله کرهانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|